محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
600
خلاصة الحكمة ( فارسى )
حركت به زمان حركت و زمان سكون به زمان سكون ، پس آن داخل در باب استواء و اختلاف است . آن ، بر دو قسم است : يكى ، جيد الوزن نيكو . دوم ، غير جيد الوزن ردى . جيد الوزن ، آن است كه نسبتى كه فيما بين ازمنهء امور اربعهء نبض است در آن ، بر مجراى طبيعى باشد به حسب اسنان و بلدان و فصول و انواع تدابير . و « مجراى طبيعى » هر يك از اينها آن است كه بدان مقدر « 1 » شده ؛ مثلًا در صبّى بايد كه حركت انبساط نبض او اسرع از حركت انقباض آن باشد ؛ زيرا كه احتياج به سوى جذب نسيم بارد بيشتر از احتياج به دفع بخار دخانى است . و ذكر يافت كه انبساط شريان ، جهت جذب نسيم است و انقباض آن ، جهت دفع بخار . و چون مقرّر شد كه حركت انبساط شريان صبيان ، اسرع مىباشد كه در اقصر مدّت تمام مىگردد ؛ يعنى زمان حركت آن كوتاه مىباشد و زمان سكون خارجى محيطى اطول . و آن چه از زمان حركت مىكاهد ، در زمان سكون مىافزايد ؛ جهت استيفاء مطلوب و اتّحاد مسافت ؛ زيرا كه چون حركت عرق ، ابطاء يعنى اطول گردد ، سكون بعد آن [ هم ] اسرع يعنى اقصر خواهد بود ؛ به جهت آن كه آن سكون ، مستوفى مدّعاى حركت است ؛ پس سرعت را بطء سكون لازم باشد و بالعكس . حاصل آن كه : زمانِ حركتِ هر يك از دو حركت را قياس به هر يك از دو سكون ، نسبتى مقدّر به حسب حال آن است ؛ چنان چه گفته شد ؛ پس اگر آن نسبت محفوظ است در آن ، جيد الوزن و حسن الوزن نامند . و اگر آن نسبت محفوظ نباشد در آن ، غير جيد الوزن و ردى الوزن گويند . و جيد الوزن ، سه نوع است : مجاوز الوزن و مباين الوزن و خارج الوزن : مجاوز الوزن : آن است كه وزن آن [ به وزن ] سنّى باشد كه متّصل به سنّ صاحب آن بود ؛ مانند آن كه نبض صبى بر وزن نبض شبّان باشد و يا نبض شبّان بر وزن نبض كهول و يا بالعكس . و مجاوز الوزن را « مغير الوزن » نيز نامند .
--> ( 1 ) . الف : مقدار .